X
تبلیغات
رایتل
شنبه 14 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 18:42
  • اهل تهرانم
  • دهنم سرویس است
  • نه که پولی دارم، نه سوادی، و نه حتی ذوقی
  • مادری دارم، بدتر از مادر شمر
  • دوستانی، همه از لاشخوران
  •  
  • نه خدایی که در این دود و صدا
  • لای این ماشین‌ها، پای این بُرجَک‌ها
  • روی این داغی آسفالت، به دادم برسد
  •  
  • من مسلمانم
  • قبله‌ام خانهء همسایه‌مان
  • جانمازم دختر همسایه، مُهرم لبِ او
  • تخت سجادهء من
  • من وضو با روش مُفت‌خوران می‌گیرم
  • در نمازم جریان دارد کُفر، جریان دارد شرک
  • ریا از پشتِ نمازم پیداست
  • همه ذراتِ نمازم مُتعفن شده است
  • من نمازم را وقتی می‌خوانم
  • که اذانش را تلفن، گفته باشد سر وقت
  • من نمازم را، پی این یک دو سه دَم دودِ علف می‌خوانم
  • پی قدقامتِ بَنگ
  •  
  • کعبه‌ام خَرپُشته
  • کعبه‌ام پشتِ کولرهاست
  • کعبه‌ام بر سر بام، سر منقل با دود، می‌رود بام به بام، شهر به شهر
  •  
  • حَجَرُالاَسوَدِ من حفرهء این وافور است
  •  
  • اهل تهرانم
  • پیشه‌ام جیب بُری است
  • گاهگاهی کیف هم می‌قاپم، با کَلَک، روی موتور
  • تا که شاید بهر پولی که در آن زندانی‌ست
  • داغ آن باسَنِتان تازه شود
  •  
  • چه خیالی، چه خیالی...می‌دانم
  • رقمی نیست شما را...
  • خوب می‌دانم، کَکِتان هم نَگَزَد
  •  
  • اهل تهرانم
  • نَسَبَم شاید برسد
  • به کلاغی در هند، به معجونی از پشگل مرغ
  • نَسَبَم شاید، به یک روسپی در کشتی وایکینگها برسد
  •  
  • پدرم پشتِ دوبار آمدن از مرز هرات، پشتِ دو بَست
  • پدرم در پس یک چند کلاهبرداری
  • پدرم در پس میله به دَرَک واصل شد
  • پدرم وقتی مُرد، آسمان ابری بود
  • مادرم بی‌خبر از خانه برفت، خواهرم فاحشه شد
  • پدرم وقتی مُرد، مردانِ محله همگی هیز شدند
  • مرد بقّال از من پرسید: چند من آناناس می‌خواهی؟
  • من از او پرسیدم: خواهرم پیش شماست؟
  •  
  • پدرم جنس می‌آورد
  • تَل می‌فروخت، تَل می‌کشید
  • دَم خوبی هم داشت
  •  
  • باغ ما در طرف سایه نادانی بود
  • باغ ما جای پیچ خوردن آدمها
  • باغ ما نقطه برخورد گناه و هَوَس و حادثه بود
  • باغ ما شاید، قوسی از دایرهء سرخ شقاوت بود
  • میوهء کال خدا را آن روز، بالا می‌آوردم در خواب
  • آبجو بی ‌فلسفه می‌خوردم
  • خشخاش بی ‌دانش می‌چیدم
  • تا حجابی پس می‌رفت، چشم فواره خواهش می‌شد
  • تا کسی می‌خندید، سینه از زور حسادت می‌سوخت
  • گاهی هم عشق ، صورتش را به پس پنجره می‌چسبانید
  • شهوتی می‌آمد، دست در گردن حس می‌انداخت
  • فکر می‌خوابید
  • زندگی چیزی بود، مثل یک بارش سنگ، یا چناری پُر زاغ
  • زندگی در آن وقت، صفی از بیدلی و خواب مترسک‌ها بود
  • بارها زندانی شدن
  • زندگی در آن وقت، سلولِ پر از موش و دیوار پُر از خط خطی زندان بود
  •  
  • طِفل، جُفتَک جُفتَک، دور شد در کوچهء خَرخاکی‌ها
  • بار خود را بستم، رفتم از شهر خیالاتِ حقیقت بیرون
  • دلم از غربتِ خَرخاکی پُر
  •  
  • من به مهمانی دنیا رفتم:
  • من به دشتِ حسرت
  • من به باغ پوچی
  • من به ایوانِ پُر از خاکِ حماقت رفتم
  • رفتم از پله برقی رذالت بالا
  • تا ته کوچهء بن بستِ نَفَهمی
  • تا هوای ملس اِستِمنا
  • تا تبِ خیس مذلّت رفتم
  • من به دیدار کسی رفتم، در آن سر خشم
  • رفتم، رفتم تا زن
  • تا چراغ ذلت
  • تا سکوتِ خارش
  • تا صدای وغ وغ تنهایی‌ها
  •  
  • چیزها دیدم بر روی زمین:
  • کودکی دیدم، کفِ پا بو می‌کرد
  • قفسی بی در دیدم که در آن، باج‌خوران ول بودند
  • نردبانی که از آن، عشق می‌رفت به بیراههء شَک
  • من زنی را دیدم، نور در ماکروفر سامسونگ می‌پخت
  • ظهر در سفره آنان سُس بود، پیتزا بود، دوری بود، کاسهء داغ مَلالت بود
  •  
  • من گدایی دیدم، در به در می رفت آواز Shakira می‌خواست
  • و سُپوری، که به یک پوستر Guns می‌بُرد نماز
  •  
  • کفتاری را دیدم، Viagra می‌خورد
  • من الاغی را دیدم، فرفره را می‌فهمید
  • در چراگاه سخاوت، گاوی دیدم پیر
  •  
  • شاعری دیدم هنگام خطاب، به معشوقه‌اش می‌گفت: اوهوی
  •  
  • من کتابی دیدم، واژه‌هایش همه از جنس لَجَن
  • کاغذی دیدم، از جنس جَفا
  • آفتابه‌ای دیدم، دور از همه آب
  • مسجدی دیدم، دور از مُستراح
  • سر بالین فقیهی نومید، بطری‌ای دیدم لبریز شراب
  •  
  • قاطری دیدم بارَش حساب دیفرانسیل
  • اشتری دیدم بارَش سبدِ خالی وصیتنامه
  • عارفی دیدم بارَش Yahoo.com
  • del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo